X
تبلیغات
دو تا از طرفداران پر و پا قرص بوم سفید !

دو تا از طرفداران پر و پا قرص بوم سفید !

نوجوون پسند !

. . . ! ! !

سلام  

چطور مطورین ؟!  

درس ها خوب پیش می ره ؟!

این هفته بوم سفید و دیدین ؟! اگه ندیدین اشکالی نداره ما براتون تعریف می کنیم !

شنبه ظهر :

مجریا : کیوان - ارسیا - عباس

 

موضوع :  در لحظه زندگی کردن

سوال مسابقه ایمیلی : قشنگ ترین خاطره ای که در سال اخیر داشته اید چه بوده است ؟

مهمون : مهدی شهسواری - کشتی گیر  ( البته با اجرای کیوان ! )

نمایش : کیوان دکتر ( البته به قول ارسیا دکتر قلابی . . .! ) و عباس هم که همون بیمار همیشگی !

عباس زندگی براش سخت شده  و نمی تونه از گذشتش جدا بشه و  هی گریه میکرد . می گفت هر وقت تنها می شم شعر می گم !!!!  یه شعر هم خوند ته خنده . . . !

اینم شاهکار ادبی :

دوست دارم زندگیمو دوباره از سر بگیرم

اسبمو بفروشم و به جاش دو تا خر بگیرم

زندگی سخته برام . سخته برایم زندگی

اسب من یونجه می خواد . سخته براش گرسنگی

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آق کیوان هم راهکارشو داد اینکه میشه بزرگ شد اما همون صداقت بچگی رو داشت . در واقع همون در لحظه زندگی کردن . . .  

اینم قیافه ی کیوان وقتی عباس شعر می خوند

بخش ایران شناسی با اجرای ارسیا :

 

و یه اتفاق . . .

.

.

.

.

یکی ایمیل زده بود پرسیده مثل اینکه حواستون نیست یکی از مجریاتون ۲ هفته است که نمی یاد ؟!

ارسیا جواب ایمیل رو داد : ( دقیقا عین جمله های ارسیا رو می نویسیم . . . ! )

اینو به نقل از کامیار اسماعیلی خدمتتون می گم که در های بوم سفید به روی همه ی نوجوونا بازه کسایی که فکر مکنن مستعد هستن برای اجرای بخش های دیگه !

هیچ کدوم از ما ها : ارسیا عباس کیوان خانم روژین زهرا و عرض کنم  آقا محسن هیچ کدوم مقید نیستیم به اینکه حتما باشیم با نباشیم  . حالا یکی بر اساس ترجیح خودش و صلاح دید خودش کمتر باشه . مثلا عباس ۱ ماه نبود رفت بوشهر بازی می کرد . حالا محسن هم گرفتاره .

کیوان : ولی اینو بدونید که ما همیشه به یار محسن هستیم و اون هم همیشه به یاد ما هست و همیشه دلش برای شما تنگ می شه . . . !

یه بوم سفیدی از جمع بوم سفیدیا کم شد ! 

امیدواریم آقا محسن هر کجا که هست موفق باشه . . .  

 

 

 

شنبه شب :

مجریا : عباس - کیوان - روژین

موضوع : نگاه ما نسبت به هر چیزی روی احساس ما نسبت به همون چیز تاثیر داره !

مهمون : شقایق مظفری - قهرمان تکواندو

نمایش :   کیوان معلم ( به قول آقای بوم از اون معلم گیرا . . .! ) 

عباس هم شاگرد تنبل !

عباس ار اون درس می ترسیده . در واقع درس براش مثل یه هیولا (!) بوده

کیوان می گه : فاصله ای بین تو و یک موقعیت خوب هست

حالا آقای بوم وارد کار میشه و میگه : باید تصویر ذهنیش رو عوض کرد . حالا می خوای بگم چه جوری !

باید کله اش رو باز کنی .می بینی یه سیم از این ور رفته اون ور اونو که بکنی گوشاش میوفته !!!!! 

کیوان میگه : باید این فاصله رو مثل پله های ترقی ببینی که تو رو می رسونه به اورست !!!!!!!!!!!

 

کیوان داستنی ها هم اجرا کرد

 

 

 

یکشنبه ظهر :

مجریا : عباس - کیوان !!!

 

موضوع : انگیزه داشتن

سوال مسابقه ایمیلی : قشنگ ترین خاطره ای که در سال اخیر داشته اید چه بوده است ؟

مهمون : سید  امیر موسوی -ستاره شناس  ( باز هم با اجرای کیوان - به قول خودش به توانایی های انسان بر می گرده !)

کیوان دانستی ها هم اجرا کرد . . . !  

 همین آق کیوان ایمیل ما رو هم خوند !

 

تازه برنده ی مسابقه ی ایمیلی هم شدیم !

 

 

یکشنبه شب :

مجریا : ارسیا - کیوان - روژین

 

مهمون : الهه سادات نقیب - ستاره شناس

آق کیوان دوباره یکی دیگه از ایمیل هامون رو خوند !

 

خب اینم از این

تا هفته ی بعد

پسر (!) 

.

.

.

.   نظر یادت نره . . . !  

 

                                           <  Bye ta Hi >

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 18:31  توسط مائده و پگاه  | 

سلام

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام

چطور مطورین ؟

با درس و مخشا (!) چی کار می کنین ؟!!!!!!!!!   

راستی مشکل حل شد تو این پست عکس هم داریم !       

بریم سر مطلب اصلی :

( راستی از نظر های خوبی که برامون می ذارین . ممنونیم . . . )

شنبه ظهر :

مجریا : کیوان - ارسیا - عباس

سوال مسابقه ی ایمیلی : برای رسیدن به موفقیت چه کار هایی رو در اولویت قرار  می دین ؟

بفرستین به همون آدرس معروف : nojavan@jjtvn.ir   

موضوع برنامه : خوش بین بودن و مثبت اندیشی ! 

 

 

 

 

مهمون برنامه : آرش رحمانی - مخترع

 

 

شنبه شب :

مجریا : کیوان - ارسیا - روژین

 

 

 

موضوع برنامه : ( در ادامه ی موضوع برنامه ی ظهر ) خوش بین بودن و مثبت اندیشی !

مهمون : مریم بابایی - محقق

 

وااااااااااااااااااااااای

 یه نمایش  ارسیا و کیوان بازی کردن . آخر خنده :

کیوان ادم بد بینی بود . ارسیا هم طبق معمول دکتر روان شناس .!!!!!!!

حالا ارسیا می خواست کیوان رو هیپنوتیزم کنه تا برگرده به روزی که امتحان ریاضی داده بود ( به قول آقای بوم : اوه اوه اوه . . . ) ارسیا داشت کیوان رو بر می گردوند به گذشته که دیدیم پسر کیوان داره  مثل بچه نوزادا گریه می کنه هی مامانشو صدا می کرد و انگشتشو می کرد تو دهنشو از این کارا . . . !

آقای بوم می گفت : بچه ی ریش و سیبیل دار ندیده بودیم که حالا دیدیم !!!    

تازه گرفتیم زیادی برگشته به عقب دیگه بعد  از یک سری عملیات پیچیده کیوان به  ۲   ۳  ماه قبل بر می گرده .  ریاضیشو شده بود ۳ !!!!!!!!!!     که گفت چون داشته میومده عدد ۱۳ رو دیده . نمرش بد شده !!!!!!!!!!!           بعد دیگه متحول شد و گرفت که باید درس می خونده . ( به قول آقای بوم اگرم می خوندی می شدی ۴ ! )    

 

 

 

یکشنبه ظهر :

مجریا : کیوان - عباس - ارسیا !!

موضوع برنامه : راه های رسیدن به موفقیت

 

 

 

مهمون : فرزاد رهبر زاده - مخترع

 

 

 

 

یکشنبه شب :

مجریا : کیوان - ارسیا - عباس !!!  

 

موضوع : همون راه های رسیدن به موفقیت و اینکه موفقیت آرزوی همه ی انسان هاست

مهمون : مهرداد زکی زاده - محقق

 

یه بخش جدید هم به اسم ادبیات ایران گذاشتن که یه دختره اجرا می کنه ولی زنده نیست یعنی از قبل ضبط شده است !!!!!!! یه ساعت داشت توضیح می داد که قافیه چیه !!!!!!

 

 

این از این . . .

این عکس زهرا عاملی

 

اینم وقتی که برای اولین بار اومد ( قیاقه ی ارسیا و عباس دیدنیه . . . ! )

 

این هقته نه از آق  محسن خبری بود نه از زهرا عاملی !!!!!!!!  

.

.

.

.

نظر یادتون نره

ممنون  

 

                                                     <  Bye ta Hi >

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 8:52  توسط مائده و پگاه  | 

به به . . . !

سلام بچه ها چطور مطورین ؟؟!!!

شرمنده به توان ۲ !!

یکی به خاطر اینکه دیر به دیر آپ می کنیم آخه درس و مخشا (!) زیاد شده یه کم سرمون شلوغه !

یکی دیگش به خاطر اینکه برنامه ای که باهاش عکس ها رو می ذاشتیم مشکل پیدا کرده برای همین هم توی این پست عکس نداریم !!!       

بریم سر اصل مطلب :

شنبه :

 توی برنامه ی ظهر آق کیوان ایمیل ما رو خوند و کلی به ما حال داد  !!

توی همین برنامه اعلام کردن که علاوه بر اینکه ساعت  برنامه های IRIB 1 عوض شده  برنامه های  IRIB 2 هم از این به بعد ساعت ۲۳:۳۰ شروع می شه !!!

یکشنبه :

ظهر : آقا ما نشسته بودیم و داشتیم با خوشحالیه بسیار بوم سفید و نگاه می کردیم ( مجری ها عباس و ارسیا بودن ) که یه دفعه عباس از یه چیزی ترسید و پرید بغل ارسیا ! جفتشون هاج و واج بودن آخه یه دختره اومده بود تو استودیو !!! دوربین که رفت روش دیدیم    . . .     ای پسر (!) اینکه " زهرا عاملی "  همون که چند وقت پیش مهمون برنامه بوده !!!!

توی برنامه ای که به عنوان مهمون اومده بود گفت که : مجریه و توی چند تا برنامه از جمله " نردبان "

مجری گری کرده .

این زهرا خانم هم شد بوم سفیدی . . .

امید واریم توی کارش موفق  باشه 

.

.

.

حالا برنامه ی شب :

مجری ها : عباس     کیوان    روژین

برنامه داشت طبق روال همیشه می گذشت که یه دفعه کیوان پرید بالا و گفت : همین الآن توی گوشیم گفتن که " خانم گوهر خیر اندیش " پشت خط هستن .  (!)

با این سخن آق کیوان موجی از تعجب و شگفت زدگی در ما ایجاد شد !!! 

خانم خیر اندیش سلام و احوال پرسی کردن و شروع کردن به تعریف و تمجید از برنامه .

البته بیشتر روژین  مخاطب بود کیوان که سرخ شده بود ( حالا یا خجالت کشیده بود یا هیجان زده بود . . . ! )  عباس هم اون وسطا یه چیزایی می گفت !! 

اما آقای بوم که هرچی جیغ و داد می کرد که خانم خیر اندیش ببینین چه بوم خارق العاده ای خانم خیر اندیش نمی شنید !!!   

بعد از قطع کردن خانم خیر اندیش نوبت دعوای کیوان و عباس بود سر اینکه کی اسم ایشون رو روی بوم بنویسه ( آخرم عباس نوشت ! )

این برنامه هم تموم شد و رفت تا هفته ی دیگه . . . !   

راستی این هفته آق محسن اصلا نیومد !

نظر یادتون نره !      

خوش باشین

 

                                                                             < Bye ta Hi >

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 15:26  توسط مائده و پگاه  | 

روز نوجوون

سلام به همه ی نوجوونای گل قرمز پوش !!

چطو مطورین ؟؟

روزتون مباررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک  

""""هر کجا هستم باشم / آسمان مال من است """"

 

راستی ساعت برنامه ی  IRIB 1 عوض شد و به ساعت 15:30 تغییر یافت .

 

                                                                           <  Bye ta Hi >

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 16:22  توسط مائده و پگاه  |